نیمه

یادآور اندیشه

لله المشرق و المغرب

یا مالک

مرز و پرچم بهانه است. کافی ست اراده کنی تا مردمان به چشم خود ببینند، چگونه هر قطب نما، قبله نما می شود.

چه شرق و چه غرب ؛ جغرافیای تمام عالم از آن تو ست....

۷۸ نظر موافقین ۲۴ مخالفین ۰
تب باران

وقتی نویسنده ای - بخش دوم

به نام خدا 

خدایی که در همین نزدیکی است 

آنقدر نزدیک که یادمان میرد هست 

و آنقدر یادمان میرود 

که برایمان دور می شود 

خیلی دور 

و ما غافل که او در همین نزدیکی است!

  

بعد مدت ها سلام :)

  

  

  

نوشتن، ذوقی است؛ سلیقه ای و ذائقه ای. گویا از خود میپرسی : چی میل داری؟؟ و تو سفارش میدهی !! 

و قلم راندن روی کاغذ به بهانه تصویر سازی کلامی از مناظر ذهنت، شیرین و دلکش و آرام بخش است ولی نه همیشه! و این ذوق همراه همیشگی یک نویسنده ذوقی است.

و چه جالب که نوشته های نویسنده می شود غذایی برای دیگران و آنها از خود میپرسند: چه نوشته ای را میل دارم بخوانم؟

   

یک ذوق شاعرانه وادبی؟

یا علمی و فلسفی؟

و یا یک سبک جدید و اختصاصی؟!

   

و در این بین یک سوال مهجور می ماند:

" آیا نوشته ای که میل دارم سالم است؟"

  

   

بعد از چندی ننوشتن، هوای نوشتن کرده ام و مانده ام با یک سوال که چگونه بنویسم؟؟؟

گاهی با خود میگویم، کاش ذوق برخی از نویسنده ها بشکفد و برخی هم کور شود!

کاش قلم های روان تحلیلی، روان شوند و کاش واژگان افسونگر فتنه ساز نابود. 

کاش کمی تفکر چاشنی شود 

در نوشتن و مطالعه و تحلیل

و کاش این سوال چاشنی تمایل هایمان شود:

" آیا نوشته ای که می نویسم سالم است؟"

  

   

گاهی برخی از ذوق ها هزینه های گزافی دارند! برخی به واسطه اش پول پارو میکنند و برخی هم ذهن ها را جارو :))

برخی نوشته ها فیلم می شوند و می شوند فیلنامه

برخی هم کتاب و دست به دست می شود

برخی هم دست نوشته باقی می مانند

و افسوس که خاک گریبان دست نوشته و کتاب و فیلنامه های تحلیلی و تفکری را بگیرد. آنوقت چشم ها پر می شود از زرق و برق روزگار 

چشم که باز میکنی می بینی ذهن ها تجملی شده و پر افاده و برای قرص نانی نوشته ی عقلانی کسی قد خم نمی کند 

   

حواس سوالم به نوشته هایی است که فیلمنامه می شوند و فیلم و آنقدر زرق و برق هایشان تکرار می شود که دیگر کسی از خود نمی پرسد آیا آنچه می بینم، می شنوم و میخوانم سالم است یا نه؟   

   

و سلامتی هبه ای بود که خدا به ما ارزانی داشت 

و ما آنقدر دور شدیم که یادمان رفت

کلامی سالم است که در قواعد نزدیکی به او باشد...

  

   

-----------------------------------

پی نوشت: کاش برخی نمی دانستند که نوشتن چه تاثیر شگرفی بر مردمان و رواج افکار دارد!!

ذهنم آشفته بازاری است از سینمایی که هوای برخی از فیلم هایش از مرز هشدار گذشته...

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تب باران

فقط کافیست با یک اشاره

هو الله

  

سلام و بعد

باور اینکه فتنه 88 خوابید و تمام شد و دیگر خودی نشان نمی دهد از ابتدا هم بعید بود

از قبل تر

از زمان کوی دانشگاه

و یا بهتر است گفت از همان زمان که انقلاب کردیم بعید بود که دست روی دست بگذارند و به تماشا بنشینند

نقشه می کشند

و برای عملیتشان مهره می خواهد

با جنگ تحمیلی و منافقان نشود

با آشوب دانشگاه تلاش می کنند

با آن نشود با انتخابات

جواب ندهد با اقتصاد

و این هم نشود با هر آن چیز دیگری که بتوان احساسات مردم را تحریک کرد

فضا را بهم ریخت

تا بشود فتنه

و مرز دوست و دشمن،‌ جبهه خودی و غیر خودی شناخته نشود.

نه اینکه گله و نقصی نباشد

هست و باید رفع شود

ولی با منافق جماعت و تکفیری های جنایتکار نه تنها سر سازگاری نداریم بلکه مقابله خواهیم  کرد.

  

باشد که مهره های دشمن نشویم

یا سیاهی لشکر آن

و یا هر آنچه او میخواهد.

باید بزرگ و قوی شویم تا بتوانیم با بصیرت مسئولان را انتخاب و رصد کنیم

مشکلاتمان را حل کنیم

و یاور رهبرمان باشیم

 

 

یا علی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تب باران

اللهم عجل لولیک الفرج

هو الحق

 

...تا که او ساکن این دنیا شد
پشت شیطان ز قدومش تا شد
اسوه اش فاطمه ی زهرا شد
آمده شاد کند عالم را
حیدرآباد کند عالم را

شب تاریک به نورش محتاج
بشریت، به ظهورش محتاج
دین و قرآن به حضورش محتاج
با ظهورش بنماید نابود
نسل وهّابیت و آل سعود...

امیر عظیمی

----------------

عید ولادت حضرت مهدی موعود (عجل الله فرجه) مبارک . به امید ظهورش صلوات

 

تب باران